واقعیت افزوده  AR و تاثیر آن بر تجربه کاربری UX

احتمالا تاکتون متوجه  اهمیت واقعیت افزوده و تلاش شرکت هایی نظیر  اپل، مایکروسافت و گوگل برای رهبری این فناوری شده اید.اما گسترش این فناوری چه تاثیری بر طراحی تجربه کاربری (UX) دارد. در این مطلب که برگرفته از مقاله  گروه نیلسون نورمن است  ابتدا به معرفی فناوری واقعیت افزوده پراخته سپس به  نکات مهمی که طراحان تجربه کاربری در طراحی واقعیت افزوده باید به آن توجه نمایند می پردازیم.

مقدمه: در حالی که برخی بر این عقیده بودند که  فناوری واقعیت افزوده به علت محدودیت های ساختاری به این زودی ها تجاری نخواهد شد گزارش درآمد سازنده بازی PokemonGo نشان داد که شرکت Niantic روزانه ده میلیون دلار از این بازی در آمد داشته است. حالا که اهمیت  واقعیت افزوده برای شما روشن شد به تعریف آن می پردازیم:

تعریف واقعیت افزوده Augmented Reality(AR)  به فناوری گفته می شود که ورودی های همزان از دنیای موجود را دریافت کرده و از آن برای خلق خروجی که شامل داده های دنیای واقعی و عناصر برنامه نویسی شده تعاملی است استفاده می کند و این عناصر بر اساس ورودی های دنیای واقعی کار می کنند. برای این که یک فناوری واقعیت افزوده اطلاق شود لازم است:

  • با توجه به اطلاعات جدید دریافتی از خارج و تغییر در محیط کاربر واکنش نشان دهد.
  • حرکات و کنش ها در لحظه تشخیص داده و به کمترین دستور مستقیم از کاربر  نیاز داشته باشد.
  • به طریقی  ارائه شود که حرکات کاربر را در محیط محدود نکند
  • تصویر هولوگرافیک مایکل جکسون روی صحنه سالن

بنابراین به تصاویر کنسرت هولوگرامی مایکل جکسون واقعیت افزوده گفته نمی شود. اگر چه این تصاویر به محیط اضافه شده اند اما این تصاویر به هیچ ورودی از محیط پاسخ نمی دهند و تصویر هولگرامی مایکل جکسون ماهیتی استاتیک دارد.

ترجمه محیط پیرامون در برنامه مترجم گوگل

واقعیت افزوده افزایش و بهبودی برای دنیای واقعی است که به صورت پویا به تغییرات دنیای واقعی واکنش می دهد. این مفهوم از واقعیت مجازی متمایز است. واقعیت مجازی کاربر را از دنیا جدا و او را در یک محیط

شبیه سازی شده قرار می دهد.با این حال واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هر دو در این وجه که باید در به صورت همزمان به کنش ها و تعاملات کاربر با محیط واکنش نشان دهند مشترک هستند.

واقعیت افزوده مفهوم جدیدی نیست با این حال جدید به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال در سیستم پارک خودرو وقتی خود رو به مانع نزدیک می شود و سیستم پارک بر اساس سنسور ها بوق می زند از فناوری واقعیت افزوده به صورت صوتی بهره گیری شده است.

چرا واقعیت افزوده برای UX مهم است؟

واسط های کاربر واقعیت افوزده از نمونه های واسط های کاربر غیر فرمانی هستند( non Command ، یعنی واسط های کاربری که سیستم با مشاهده کاربر بدون دریافت درخواست مستقیم از کاربر اطلاعات جدید را عرضه می کند، برای مثال مترجم های خودکاری که با شنیدن صدای اطراف شروع به ترجمه می کنند از این نوع واسط کاربر هستند ، چرا که شنونده بدون آنکه زبان  گوینده را تعیین کند یا دستوری بدهد صدای ترجمه شده را می شنود.)

به عنوان یک واسط کاربر غیر فرمانی، واسط های کاربری واقعیت افزوده فرصت های فوق العاده ای برای بهبود تجربه کاربری ایجاد می کنند. برای اینکه بدانید چرا مکانیکی را در نظر بگیرید که وارد هواپیما شده  و می خواهد بررسی کند که یک قطعه خاص از هواپیما چه مدت استفاده شده است.پیش از این یا از آن عکس میگرفت یا شماره قطعه را یادداشت می کرد یا شماره قطعه را حفظ می کرد اما با فناوری های واقعیت افزوده نظیر هولولنز یا گوگل گلس، تاریخچه قطعه در سیستم باید در کنار آن نمایش داده شود بدون آنکه کاربر فرمانی به سیستم بدهد. اطلاعاتی که بر روی دنیای فیزیکی اضافه می شوند به  مکانیک کمک می کنند که به راحتی به هر قطعه ای که مشکوک می شود رسیدگی کند. و این عملیات می تواند خیلی سریع انجام شود .

در این سناریو AR به تجربه کاربری از سه طریق بنیادی کمک کرده است:

۱. هزینه تعامل(interaction cost)  برای انجام یک وظیفه را کاهش می دهد یعنی اینکه مکانیک مثال ما می تواند در محیط فعلی کار بماند و  داده های مرتبط درست در همانجا دریافت کند بدون آنکه کار خاصی انجام دهد.نبود فرامین در واسط AR باعث کاهش زمان تعاملات می شود و سختی کاربر را برای انجام وظایف کمتر میکند.

۲. منجر به کاهش بار ادراکی(cognitive load) کاربر  می شود.: در نبود سیستم AR مکانیک  نه تنها باید به یاد می آورد که چگونه با یک  گوشی هوشمند یا کامپیوتر رویمزی برای پیدا کردن اطلاعات قطعه کار کنند بلکه باید شماره قطعه را نیز پیدا می کرد.با بهره گیری از سیستم واقعیت افزوده اطلاعات مفید قطعه به صورت اتومایتک نمایش داده می شود و لازم نیست مکانیک آن را وارد حافظه فعال خود کند یا جایی بنویسد.بنابراین AR UI  به دو طریق بار و فشار بر حافظه فعال (working memory) را کاهش می دهد.

الف) مانند هر UI غیرفرمانی دیگری کاربر را ملزم به یادگیری فرامین نمیکند

ب) به کاربران اجازه میدهد که اطلاعات را از میان هر زمینه به زمینه ای دیگر جا به جا کنند.

۳. با ترکیب منابع اطلاعات متنوع و کاهش جا به جایی توجه :در یک سیستم غیر AR ، اگر مکانیک بخواهد شماره قطعه را ذخیره نماید باید از سیستم دیگری برای پیدا کردن  تاریخچه استفاده کند، باید توجه اش را از هواپیما به منبع اطلاعات خارجی که سن قطعه را ارائه می کند تغییر دهد. با AR هر دو منبع اطلاعات تریب شده اند و اطلاعات مرتبط بر بالای قطعه جایگذاشت می شوند.بنابراین مکانیک لازم نیست تمرکزش را بر هم بزند. از این رو فعالیت های پیچیده ای نظیر جراحی و یا نوشتن گزارش که نیاز به چند منبع اطلاعاتی دارند می توانند از AR بهره مند شوند.(این ویژگی بر خلاف دو ویژگی قبلی که  جزو ویژگی های واسط های غیر فرمانی بودند، منحصر به واسط های کاربری AR است).

توجه داشته باشید که در این مثال ما یک واسط کاربر خوش طراحی شده را برای  مثال تعمیر هواپیما در نظر گرفتیم. ما گفتیم که اطلاعات مفید را در کنار قطعه می بیند. اما اگر سیستم بد طراحی شود و مکانیک را با تعدد اطلاعات درگیر کند یا او را گیج کند پیدا کردن اطلاعا دشوار می شود.مانند همیشه تجربه کاربری خوب فقط از توجه نزدیک به نیاز های کاربر می آيد و هر فناوری UI جدیدی باید راه را برای طراحی بدون توجه باز می کند.ما مطمئن هستیم که سیستم های AR  شلخته ای در سال های آیند وارد بازار خواهند شد و از این رو  که طراحان حرفه ای UX  با وجود تغییر در فناوری امنیت شغلی بلند مدت خود را حفظ خواهند کرد.

نتیجه گیری : AR به عنوان موفقیت گسترده در سال های اخیر دیده شده و فرصتی است بی نظیر  برای غنی کردن تعاملات کاربر با دنیای واقعی.

هر قدر که فناوری ها بیشتر از مزایای رو به رشد این روند بهره مند شوند ممکن است تعریف واقعیت افزوده رشد کند و بیشتر از آن چیزی را در بر گیرد که حالا هست اما مهم این است که اهداف کاربر و زمینه استفاده ، توسط برنامه نویسان  و طراحان درک شود تا واقعیت افزوده ای موثر و موفق خلق گردد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *